زبان آذربایجانی

ریشه زبان ترکی آذربایجانی از کجا می آید؟

ریشه زبان ترکی آذربایجانی از کجا می آید؟

 

زبان ترکی آذربایجانی از گروه گویش های ترکی است که بعد از نوعی زبان ترکی که در ترکیه رایج است و به عنوان زبان ترکی استانبولی شناخته می شود، بیشترین آمار در بین ترک زبانان دارد این دو زبان به هم خیلی نزدیک هستند و کسی که به ترکی آذربایجانی مسلط است تا حدود 70 درصد می تواند گویش به زبان ترکی استانبولی را متوجه شود.

زبان ترکی که در منطقه آذربایجان ایران شامل آذربایجان شرقی و غربی اردبیل و زنجان رایج است از زبان فارسی و عربی تاثیر گرفته است. تاثیر این زبانها به خاطر درهم تنیدگی فرهنگی مردم این مناطق با مناطق دیگر کشورمان موضوعی مرسوم است و گریزی هم از آن نیست.

کدام زبان را می توان یافت که در طول زمان از زبانهابی دیگر تاثیر نگرفته باشند این موضوع نه تنها نقطه ضعف آن زبان نیست بلکه پویایی و تحرک آن زبان را نشان می دهد.

حالا می خواهیم کمی به ریشه زبان ترکی آذربایجانی ببردازیم. اینکه خاستگاه این زبان کجاست و چگونه وارد آذربایجان کنونی کشور ایران  شده است.

زبان ترکی آذربایجانی شاخه اي از گروه بزرگی از ترکی  است که  در ترکیه و آذربایجان شوروی تکلم می کنند. خود اين گروه  نیز زیر مجموعه گروه بزرگی از زبان با نام گروه زبان های آلتاییک قرار دارد.

“زبان ترکی – منظور تمام زبانهایی که در آذربایجان ایران و شوروی سابق و البته ترکیه یا عثمانی سابق تکلم می شود_ دارای اشتراکات و پیوندهای بیشماری است که این شباهت ها در زمینه آواشناسی  لغت و ساختار گرامری آن به منصه ظهور رسیده است.

 

یک باور غلط: زبان ترکی که در آذربایجان است در اثر حمله مغول ها از مغولستان آورده شده است.

این باور از اساس غلط است زیرا ایلخانان که در مغولستان ساکن بودند مغول بودند نه ترک در ثانی زمانی که مغولها به ایران حمله کردند که این اتفاق بزرگ و تاریخ ساز در سال 1206 میلادی اتفاق افتاد قبل از این اتفاق کوچ قبایل ترکی به ایران شروع شده بود و مردم آذربایجان کاملا زبان ترکی تکلم می کردند.

البته این نکته هم مهم است که مقدار قابل توجهی از لشکریان مغول ها ترک بودند که یا به عنوان اسیر در خدمت ارتش مغولستان درآمده بودند یا اینکه خود داوطلبانه از قبایلی که در همسایگی مغولستان زندگی می کردند به عنوان اجیر در ازای دستمزد وارد ارتش بزرگ چنگیزخان شده بودند.

برای اینکه یک قوم زبان مادری خود را ترک کند حکومت ها نمی توانند به زور و زر خود اکتفا کنند چون اگر اینطور بود شهرهای اصفهان و شیران چندین قرن زیر سیطره مغولها بودند باید زبان شان مغولی می شد که هرگز چنین نشد و اتفاقا شاعران شیرین سخن پارسی در این مناطق بعد از حمله مغولها ظهور کردند.

اتفاقی که حتی با وجود سلسله ایلخانان که مرکزیت تبریز را برای حکومت خود بنا نهاده بودند نتوانستند انجام دهند و زبان ترکی هیچ وقت مغولی نشد و جالب تر اینکه ایلخانان به مرور زبان زبان ترکی را برای خود انتخاب کردند.

آیا باید زبان ترکی را یک زبان بیگانه برای مردم آذربایجان بدانیم؟

خیر یادمان نرود که هیچ زبانی از ازل نبوده زبان مثل یک موجود زنده است پویا و متحرک است.

همانطور که زبان قارسی البته با همت شاعر پرآوازه فردوسی زبان بومی مناطقی از ایران  شده است زبان ترکی هم با قدرت و بالندگی زبان بومی بخش مهمی از ایران شده است که حالا آذربایجان می نامیم.

آذربایجان_تبریز

زبان ترکی: زبان مشترک همه ایرانیان

زبان ترکی: زبان مشترک همه ایرانیان!!!

استان آذربایجان شرقی آذربایجان غربی زنجان و اردبیل استان هایی هستند که زبانشان کاملا زبان ترکی است یعنی با زبانی کاملا متفاوت از زبان فارسی صحبت می کنند. این استانها در مجموع  بخش مهمی از کشور مهم و پهناور ایران را تشکیل داده اند و در اصطلاح معمول به آذربایجان معروف شده اند.

بگذارید به کمی عقب بازگردیم و وارد تونل زمان شویم. به چهار هزار سال پیش میرویم و حالا می خواهیم در مورد زبان ترکی بیشتر بدانیم.

آذربایجان ایران

آذربایجان ایران

اولین بار حدود چهار هزار سال قبل زمانیکه قوم ماد از شمال وارد ایران شدند و تا غرب ایران پیش رفتند در آن زمان  مردمان آذربایجان که به صورت قبیله ای زیست می کردند به زبانهایی مثل لولّوبی و گوتی با هم صحبت می کردند که هیچ ربطی به زبان ترکی که امروز می شناسیم نداشت. سیطره مادها به مرور زمان زبان های قبایل بزرگ و کوچک آذربایجان  را تحت تاثیر خود قرار و زبانهایی که آن موقع قبایل بومی با آن تکلم می کردند از بین رفت و بیشتر زبان آذربایجان زبان مادی به خود گرفت.

 

تا اینکه اسلام که قدرتی عظیم گرفته بود با استفاده از ضعف مفرط ساسانیان این سلسله را ساقط کرد و بر ایران مسلط شد اما تا آن زمان  یعنی تقریبا چهارده قرن پیش آذربایجان مثل سایر ولایات و سرزمی نهایی که از مرز ایران پاسبانی می کردند زبانی ایرانی داشتند و هنوز خبری از سیطره زبان ترکی در مناطق خوش آب و هوای آذربایجان نبود. و حتی جمهمری آذربایجان و ترکیه امروزی که آن موقع به روم شرقی یا بیزانس شناخته می شد مدمانشان به زبان ترکی صحبت نمی کردند تا اینکه بعد از حمله اعراب و فتح ایران و بعد از آن با تسلط  سلسله سلجوقیان و کوچ‌های مستمر و چند صد ساله قبایل ترک از آسیای میانه و خراسان به ایران به مرور زمان آذربایجان زبان ترکی را برای خود برگزید.

 

یک باور غلط: زبان ترکی که در آذربایجان است در اثر حمله مغول ها از مغولستان آورده شده است.

این باور از اساس غلط است زیرا ایلخانان که در مغولستان ساکن بودند مغول بودند نه ترک در ثانی زمانی که مغولها به ایران حمله کردند که این اتفاق بزرگ و تاریخ ساز در سال 1206 میلادی اتفاق افتاد قبل از این اتفاق کوچ قبایل ترکی به ایران شروع شده بود و مردم آذربایجان کاملا زبان ترکی تکلم می کردند.

البته این نکته هم مهم است که مقدار قابل توجهی از لشکریان مغول ها ترک بودند که یا به عنوان اسیر در خدمت ارتش مغولستان درآمده بودند یا اینکه خود داوطلبانه از قبایلی که در همسایگی مغولستان زندگی می کردند به عنوان اجیر در ازای دستمزد وارد ارتش بزرگ چنگیزخان شده بودند.

برای اینکه یک قوم زبان مادری خود را ترک کند حکومت ها نمی توانند به زور و زر خود اکتفا کنند چون اگر اینطور بود شهرهای اصفهان و شیران چندین قرن زیر سیطره مغولها بودند باید زبان شان مغولی می شد که هرگز چنین نشد و اتفاقا شاعران شیرین سخن پارسی در این مناطق بعد از حمله مغولها ظهور کردند.

اتفاقی که حتی با وجود سلسله ایلخانان که مرکزیت تبریز را برای حکومت خود بنا نهاده بودند نتوانستند انجام دهند و زبان ترکی هیچ وقت مغولی نشد و جالب تر اینکه ایلخانان به مرور زبان زبان ترکی را برای خود انتخاب کردند.

آیا باید زبان ترکی را یک زبان بیگانه برای مردم آذربایجان بدانیم؟

خیر یادمان نرود که هیچ زبانی از ازل نبوده زبان مثل یک موجود زنده است پویا و متحرک است.

همانطور که زبان قارسی البته با همت شاعر پرآوازه فردوسی زبان بومی مناطقی از ایران  شده است زبان ترکی هم با قدرت و بالندگی زبان بومی بخش مهمی از ایران شده است که حالا آذربایجان می نامیم.

اگر بگوییم که آذربایجان عصاره ایران است سخنی به گزاف نگفته ایم این خطه پهناور و خوش آب و هوا هرچند به زبان ترکی تکلم می کند اما خود را ایرانی می داند و به عنوان ایرانی که پاسبانی از مزرهای غربی کشور را به عهده دارد انتظار دارد که زبانش به رسمیت شناخته شود و طبق قانون اساسی که به او اجازه آموزش زبان ترکی را در مدارس دارده اند این اجازه داشته باشد تا زبان ترکی را اصولی و استاندارد به نسل فردای آذربایجان بیاموزد نسلی که برای اعتلای ایران عزیز تلاش خواهد کرد.

آذربایجان ایران

نقشه تراکم آذری ها در ایران

و بالاخره یادمان نرود که مردمان آذربایجان بیشترین هم پوشانی را با قومیت های دیگر داشته اند یعنی از شمال ایران که استان های گلستان و مازندران و گیلان در این منطقه قرار دارند تا جنوب ایران مثل هرمزگان و بوشهر در همسایگی خلیج همیشه فارس تا شرق که استان پهناور سیستان و بلوچستان و خراسان رضوری شمالی و جنوبی  و مرکز ایران مثل یزد و کرمان و اصفهان و فارس و حتی غرب که کردستان و لرستان و کرمانشاه و بالاخره خوزستان سرفراز همگی میزبانان هموطنان ترک زبان خود بوده اند و در همه ایران ترک زبانان این زبان را گسترش داده اند و سخنی به گزاف نگفته ایم که زبان ترکی زبان مشترک همه ایرانیان بعد از زبان فارسی است.

 

هفت شهر موفقیت برای ترک زبان ها(قسمت ششم)

درست نشانه گیری کنید.

هرچه دقیق تر بدانید چه می خواهید هر چه دقیق تر بدانید برای رسیدن به این خواسته خود چه می خواهید بکنید با احتمال بیشتری به آنچه می خواهید می رسید. روشن بودن هدف های مطلوب در حکم مغناطیسی است که شانس را به شما پیشکش می کند.

این جمله معروف برایان تریسی استاد بزرگ موفقیت برای من همیشه راه گشا بوده است. اینکه باید روشن و دقیق هدف خود را انتخاب کنیم مسئله ساده ای نیست.

هدفتان را در نظر بگیرید.

اگر از هدف و مقصد خود به خوبی آگاه نیستید. اگر رویایی در سر ندارید. بدانید که از این حیث تنها نیستید. خیلی ها می گویند پنداره ای برای آینده خود ندارند و همین امر باعث می شود که آنها به اوج موفقیت که هیچ به اوج موفقیت هم نرسند.

اگر مطمئن نیستید که دنبال چه نتیجه ای می گردید. خودتان را برای شرایط دشواری آماده می کنید. خواه موضوع بر سر یک عملکرد ورزشی باشد یا سرودن یک ترانه یا طراحی یک کار و کاسبی و یا اگر می خواهید تصمیم بگیرید که تعطیلات خود را به کجا می خواهید بروید دانستن اینکه در آینده به کجا می خواهید برسید امری حیاتی است.

یک پنداره تصویر روشنی از کاری است کخه در آینده برای خود می خواهید انجام دهید. پنداره شما اگر قدرتمند و مناسب باشد بسیار هیجان انگیز و جالب است اما از همه مهمتر پنداره واضح و روشن به شما جهت می دهد تا از آن برای کار و زندگی تان استفاده کنید.

به اعتقاد من داشتن یک پنداره اولویت های شما را مشخص می سازد. با داشتن اولویت های خود می دانید مهمترین کاری که می خواهید به آن برسید کدام است و این کار با اضطراری ترین کارها فرق دارد.

اگر انرژی خود را این گونه متمرکز نکنید ممکن است اتفاقی بیفتد که شما دوست نداشته باشید. ممکن است قبلا این اتفاق برای شما افتاده باشد اگر برای زندگی آتی خود برنامه ندارید، ممکن است در خدمت کسانی که برای آینده خود برنامه و هدف دارند قرار بگیرید.

اگر می خواهید به اوج موفقیت برسید باید بدانید چه می خواهید بکنید. به اعتقاد من اوج موفقیت رسیدن به هدفهایی است که برای خود تدارک دیده اید. برای رسیدن موفقیت باید تبدیل به کسی شوید که می خواهید باشید.

وقتی هدفهایتان را به درستی نشناسید، امکان دست یابی به آنها دشوار می شود. وقتی از قصد و برنامه خود آگاه باشید نیرو و اندیشه خود آگاه باشید نیرو و اندیشه خود را صرف رسیدن به آن هدف می کنید و به رضایت خاطر می رسید.

همین امروز به قدم های خود فکر کنید.

وقتی دوربین عکاسی خود را روی جسمی می اندازید به احتمال زیاد آن جسم را شفاف نمی بینید اما وقتی لنز را میزان می کنید به تدریج جسم مورد نظر حالت روشن و شفاف پیدا می کند.

در زندگی اگر بدانید به کجا می روید از قدم بعدی خود آگاه می شوید.می توانید نیرویتان را روی موضوعات مهم متمرکز سازید و بی جهت و بدون نتیجه به هر سمت بال نکشید. به عبارت دیگر شما توجه خود را در جاب قصد و نیتی که دارید به کار می اندازید.

حالا ممکن است بگویید بسیار خب می دانم که باید قصد و منظورم را مشخص کنم اما اگر از قصد و منظورم اطلاع نداشته باشم چه می توانم بکنم؟

نخست به شما توصیه می کنم تصورش را بکنید که می خواهید زندگی تان یک سال بعد در همین موقع از چه کیفیتی برخوردار باشد. حال این پنداره را بنویسید.

راه دیگری برای رسیدن این چشم انداز این است که بگویید چه چیزی را نمی خواهید. بعضی ها می گویند اگر به آنچه نمی خواهید دقیق شوید بیشتر به آنچه نمی خواهید می رسید. توصیه من این است که به این نقطه نظر بهایی ندهید. توصیه من این است که مشخص کنید طالب چه چیزی نیستید. بعد ببینید که در رویه دیگر سکه چه چیز قرار دارد.

برای مثال اگر می گویید دوست ندارم به این کار یکنواخت ادامه بدهم جمله تان را دگرگون کنید و حالت معکوس آن را در نظر بگیرید. مثلا می توانید بگویید خواهان یک کار خلاق و متنوع هستم می خواهم از قوه ابتکار خود استفاده کنم من دوستدار تنوع در محیط کار هستم.

تصور کردن و تصویر سازی هم می تواند شما را در ایجاد برنامه هایتان کمک کند تا فرصت های مطلوبی برای آینده خود در نظر بگیرید. این روش در واقع یکی از مهم ترین فاکتورهایی است که می توانید از فرصت های مناسب آگاه شوید. اینگونه با احتمال بیشتری در زمان مطلوب در مکان مناسب قرار بگیرید.

روشی که نتایج بسیار مطلوب بر جای گذاشته توجه به آینده نام دارد. این روش بر این اساس استوار است که همه چیز دوبار خلق  شود. اول در ذهن و بعد به شکل فیزیکی.

اگر آنچه که می خواهید به آن برسید در ذهن خود تصویر تصویر کنید می توانید به گونه ای بهتر و موثرتر خلق کنید. روش توجه به آینده با استفاده از قدرت تجسم و تصور به شما نشان می دهد که می خواهید چه شوید. چه کار کنید و در آینده صاحب چه چیزی بشوید.

در این روش به خویشی آینده جلسه ای تشکیل می دهید و چشم انداز آینده خود را می بینید. خویشتن آینده شما می تواند منبع قدرتمندی باشد، می تواند در حکم مشاور و راهنمای شما عمل کند تا در جهت کسی که می خواهید به او تبدیل شوید گام بردارید.

به شما تئصیه می کنم که از این روش تصویرسازی به طور منظم ماهی یکبار استفاده کنید.

به مرور به احساس شجاعت اعتماد به نفس و روشنی بیشتری می رسید.

 

 

موفقیت برای ترک زبانها

هفت شهر موفقیت برای ترک زبان ها(قسمت پنجم)

شجاعت پیش نیاز موفقیت در زندگی و کسب و کار

همشهریان و همزبانان عزیز در این مقاله قسمت پنجم از سلسه مقالات هفت شهر موفقیت برای ترک زبان ها را با هدف آشنایی شما عزیزان پیگیر کامیابی در زندگی با الفبای موفقیت تقدیم می کنیم.

در این مقاله به عنصر شجاعت به عنوان پیش نیاز موفقیت و کامیابی در زندگی اشاره شده است. امیدوارم که مقبول نظر بیفتد.

شجاعت برای تغییر دادن

بی جهت فکر نکنید که باید از اصول و قواعد دیروز پیروی کنید تا امروز به موفقیت برسید. بسیاری از مردم  می ترسند باورهای جدیدی اختیار کنند. بسیاری از مردم از تغییر    می ترسند. چندی پیش در باره تحقیقات یک جراح متخصص اعصاب می خواندم که اشارات زیادی به واکنش مغز انسان به تغییر کرده بود. وقتی کسی می خواهد باور یا عقیده جدیدی را بپذیرد مغزش واکنش های عصبی فراوانی را نشان می دهد.

شاید به همین دلیل است که بعضی ها فکر می کنند تنها وقتی درد و ناراحتی از حدی گذشت باید به تغییر فکر کرد. اما چرا صبر کنیم و چرا رنج ببریم؟

وقتی شجاعت خود را برای تغییر یافتن رشد نمی دهید تقلا می کنید. وقتی شجاعت خود را برای تغییر یافتن رشد می دهید توانایی موفقیت پیدا می کنید.

شجاعت خود را به کار بگیرید.

شجاعت هم مانند عضله است. اگر روی عضله کار نکنید قوی تر نمی شود. از سویی دیگر هر چه بیشتر ورزش کنید قوی تر می شوید. این مسئله در مورد کسانی که خواهان زندگی بهتر باشد صدق می کند. به این نکته هم توجه کنید که سمت دیگر ترس، شجاعت است.

اگر می خواهید زندگی تان را بهبود ببخشید داشتن شجاعت برای تغییر کردن از پیش شرط های لازم است. باور کنید می دانم که در مواقعی تغییر کردن تا چه اندازه هولناک به نظر می رسد.

تلاش برای ایجاد یک تغییر در زندگی می تواند در مواقعی هولناک تر از پریدن از هواپیما به بیرون باشد. می دانم رها کردن شغلی که برایتان درآمد پیوسته دارد اما رضایت خاطری در پی ندارد تا چه اندازه دشوار استو می دانم چقدر سخت است اگر مجبور شوید دوستان و بستگان خود را رها کنید و به شهری به پنج هزار کیلومتر فاصله بروید تا در آنجا رویاهایتان را تحقق بخشید.

من شخصا همه اینها را تجربه کرده ام در هر نوبت به شجاعت بیشتر و باز هم بیشتری احتیاج داشتم اما آنچه اهمیت داشت این بود که می خواستم تغییری در زندگی ام ایجاد کنم هرچند تغییر مثبت تضمین شده ای ناتظارم را نمی کشید به همین دلیل است که شرکت در ورزش های خطرناک مرا به شکل مثبتی متحول ساخته است.

اگر سعی نمی کردم بر توانمندی های جسمانی و ذهنی خود بیفزایم و با محدودیت هایم روبرو شوم و آنها را کنار بزنم مشخصا حالا شخصیت متفاوتی داشتم. اما به لطف ماجراجویی های خطیر و خطرناک به اعتماد به نفس ، شجاعت توجه و عزم و اراده دست یافته ام.

بارها به خود متذکر شده ام که اگر می توانم با چتر از هواپیما بیرون بپرم این کار را هم می توانم انجام بدهم. اشتباه نکنید مجبور نیستید برای مبارزه با آدم آهنی یا برای شرکت در یک صعود و یا پرش خطرناک ثبت نام کنید. به جای آن تنها کاری که باید انجام دهید این است که آن شجاعتی را که در خود سراغ دارید را آزاد کنید و تن به مبارزه بدهید.

آنچه لازم است در اختیار دارید.

ایجاد تغییر برای بهبود بخشیدن به زندگی تان  نباید احساس مجازات شدن به شما بدهد. به همین دلیل است که من سئوالات متعدد می کنم. جواب دادن به این سئوالات به شما امکان می دهد تا به خودآگاهی بالاتری برسید و اقدامی برای تغییر یافتن صورت دهید.

هرچه پیش برویم از شما سئوالات بیشتری خواهم پرسید. می خواهم به مهمترین رویاهای زندگی خود پی ببرید و هدفهایتان را بشناسید.

با آموزش دادن مغز خود می توانید بعه این نتیجه برسید که برای شما چه ارمغانی خواهد داشت برای رسیدن به تغییر باید آنچه را مانع از حرکت شما به سوی دستیابی به موفقیت می شود را از میان بردارید.

اگر همچنان به کاری که همیشه می کردید ادامه دهید، به آنچه همیشه به آن رسیدید خواهید رسید. برای آنکه به آنچه واقعا می خواهید برسید باید میل تغییر داشته باشید و معنای آن این است که مدتی ناراحتی ها را تحمل کنید.

باید شجاعت خود را آزاد کنید. من به یقین می دانم آنچه را لازم است در اختیار دارید.

 

 

هفت شهر موفقیت

هفت شهر موفقیت برای ترک زبان ها(قسمت چهارم)

شما در چه شرایطی قرار دارید؟

حالا زمان آن رسیده که شما هم چرخ تعادل زندگی تان را تکمیل کنید. در هر بخش از این چرخ ، با توجه به لذتی که از زندگی می برید خطی رسم کنید.

برای میزان رضایت خود از این جنبه زندگی امتیازی از 1 تا 10 در نظر بگیرید. بعد قدمی به عقب بردارید و به شکل چرختان نگاه کنید. این چرخ چگونگی تعادل در زندگی شما را نشان می دهد.

این گونه واقعیت زندگی تان را وارسی می کنید.

گاه ایجاد تعادل در زندگی کار دشواری به نظر می رسد. همیشه تغییر یافتن و کارها را به سبک و طرز جدید انجام دادن ساده نیست. با این حال این کاری است که انجام دادنش سودی دارد که به زحمتش می ارزد. وقتی محدودیت ها را کنار می زنید می بینید که تواناییتان افزایش می یابد. توانایی های شما اغلب پیش از حد و اندازه ای است که تصور می کنید.

انسان موفق شخص کاملی است. آیا هرگز از کسی شنیده اید که بگوید «در محل کارم ، در مقایسه با خانه ام رفتار متفاوتی دارم» این حرف نشانه آن است که این شخص به واقع خودش نیست. این اشخاص فکر می کنند که باید بر چهره خود نقاب متفاوتی بزنند تا به شکلی که می خواهند به نظر برسند.

راه رسیدن به تعادل این است که بدانند دقیقاً در جنبه های مختلف زندگی چه می خواهید و بعد برای رسیدن به آن اقدام کنید. متعادل ساختن چرخ زندگی به شجاعت و صداقت احتیاج دارد. تعادل مقصدی نیست که به آن برسید و در همانجا متوقف بمانید. به آگاهی و اقدام سازگار و پیوسته نیاز دارید. تعادل با مصالحه و سازش تفاوت دارد. مجبور نیستید از جنبه های زندگی خود کم بگذارید تا به جنبه های دیگری بیفزایید. هرچه به تمام جنبه های زندگی تان توجه کنید به تعادل بیشتری می رسید.

آنچه برایش ارزش قائل می شوید مهم است. ممکن است بخواهید از سرعت خود بکاهید. ممکن است بخواهید زندگی تان را ساده کنید و فضای بیشتری داشته باشید. از سوی دیگر ممکن است همکارتان خواهان هیجان بیشتر باشد. درست و نادرستی در کار نیست به شما بستگی دارد تا درباره زندگی تان تصمیم بگیرید. به شما بستگی دارد که بخواهید آن زندگی را مقدر سازید. بدون توجه به اینکه چه تصمیمی می گیرید تا به تعادل برسید. در غیر این صورت زندگی تان در تقلا سپری می شود.

 

تعادل

به نکات زیر توجه کنید.

  • متعادل کردن نهایتا اسباب موفقیت در زندگی است.
  • وقتی به جنبه های مختلف زندگی خود توجه می کنید به تعادل بیشتری می رسید. داشتن تعادل در زندگی مستلزم حرکت دائم است.
  • به جای ذهنیت «همینه که هست» از خود بپرسید «چه انتخاب های دیگری دارم» این راه مهم رسیدن به موفقیت های بیشتر است.
  • گاه متعادل ساختن زندگی مستلزم آن است که کارها را به شکل دیگری انجام بدهید و با مباحث قدیمی به طرز جدیدی برخورد کنید.
  • رسیدن به تعادل در زندگی به معنای مصالحه نیست مجبور نیستید به برخی از جنبه های زندگی خود کمتر بپردازید تا در زمینه دیگری بیشتر نصیب ببرید. هرچه به تمامی جنبه های زندگی تان بیشتر توجه کنید زندگی تان متعادل تر می شود. در غیر این صورت در تقلا هستید.

مقاله «هفت شهر موفقیت برای ترک زبان ها» را از دست ندهید.

دو اقدام مهم برای رسیدن به موفقیت

  1. سعی کنید برای ارزیابی مشکلی که برایتان پیش آمده است دست کم پنج راه گوناگون پیدا کنید. چشم انداز مورد نظرتان را انتخاب کنید. اگر این گونه زندگی کنید و یا اگر این اقدام را صورت دهید چه تفاوتی در زندگی شما ایجاد می شود. اگر امکانات و احتمالات خوب به نظر می رسند برنامه عملی تدارک ببینید و نسبت به آن متعهد شوید. با دوست و مربی تان صحبت کنید و به او بگویید با برنامه تان چگونه پیشرفت می کنید. این کار شما را به اقدام بیشتر تشویق می کند.
  2. یکی از کارهایی که انجام می دهید و از آن لذت نمی برید شناسایی کنید. چگونه می توانید از این گرفتاری خلاص شوید؟ آیا می توانید خیلی ساده این کار را کنار بگذارید؟ آیا می توانید آن را به کسی واگذار نمایید؟ آیا می توانید از شخص دیگری بخواهید این کار را برای شما انجام دهد؟ سعی کنید این هفته یکی از کارهای ناخوشایندتان را کنار بگذارید. خواهید دید که می توانید با شادی و لذت بیشتری کارتان را انجام دهید.

 

 

تعادل در موفقیت

هفت شهر موفقیت برای ترک زبان ها(قسمت سوم)

هفت شهر موفقیت برای ترک زبان ها(قسمت سوم)

ایجاد تعادل

بخش سوم مقاله هفت شهر موفقیت را تقدیم شما هموطنان ترک زبانی می کنم که پیگیر هستید و بخش اول این مقاله را مطالعه کرده اید.

می خواهم با شما درباره یکی از دوستانم صحبت کنم. او یک قهرمان بین المللی کاراته است. در اروپا و آمریکا به موفقیت های بزرگی دست یافته است.جرالد دارای یک مرکز تمرین مهارت های رزمی و در ضمن مشاور مالی رسمی است.
جرالد استاد تعادل است. او طرزی آگاهانه در زمان های مختلف زندگی اش توجه می کند. توجه داشته باشید که در اینجا واژه آگاهانه از اهمیت زیاد برخوردار است. او تصمیم می گیرد که چگونه و به چه مدتی به برخی از جنبه های زندگی خود توجه کند. در ضمن، می داند در چه زمانی توجه خود را متوجه امور دیگر کند.
جرالد با استاندارد خاصی زندگی می کند. او در هر کاری نهایت ها را متعادل می کند.
معنای این حرف این است که او در تمامی جوانب زندگی به رضایت خاطر فراوانی می رسد. جرالد می داند که تعادل به معنای مصالحه نیست.
در ادامه راهکار جرالد را وقتی او خود را برای رقابتی آماده می کند مرحله به مرحله توضیح داده ام
1. او خیلی بیشتر از زمان مسابقه خود مطلع می شود. از یک برنامه آماده سازی 14 هفته ای استفاده می کند. برنامه ای تدوین می کند که توجه و انرژی اش را صرف رسیدن به هدفش می کند. تصمیم می گیرد که می خواهد وزنش به چه اندازه باشد و چگونه در میدان مبارزه نبرد کند. قصد او همیشه یک چیز است اول شدن.
2. او در باره زندگی روزانه اش تصمیم می گیرد. برنامه های کاریش را تطبیق می دهد و برنامه ای برای تمرین در نظر می گیردو برنامه غذایی خود را مشخص می کند. معمولا روزی چهار تا پنج وعده غذایی مختصر می خورد. مقدار کالری مصرفی اش را اندازه می گیرد. مصرف مواد قندی و پروتئین و چربی اش را مشخص می سازد.او در این مدت از مصرف مشروبات الکلی خودداری می کند وقتی به شیشه های مشروبات الکلی نگاه می کندو از آن نمی نوشد بیشتر به این نتیجه می رسد که مردی با اراده و قدرتمند است.
3. با نامزدش درباره برنامه هایش حرف می زند.با اشخاص صاحب نظردر مرکز هنرهای رزمی اش مشورت می کند. مربیان حریفان تمرینی و کارآموزان او را تشویق و حمایت می کنند.
4. همه شب و روز مسابقه اش را در ذهن خود تصویرسازی می کند. او خودش را می بیند که صبح با اطمینان خاطر و قدرت از خواب بیدار می شود، سپس در مسابقه برنده می شود و دستهایش را به علامت پیروزی در هوا تکان می دهد.
با تمام شدن مسابقه، جرالد وقتی را صرف تمرین آرامش و مراقبت از خود می کند. می گذارد 5/2 تا 3 کیلوگرم چاق می شود. این نیز بخشی از برنامه اوست، این گونه صد در صد موفق می شود و احساس گناهش به صفر می رسد.
بعد از مرحله قرار گرفتن در آرمیدگی و استراحت، جرالد متوجه هدف اصلی بعدی می شود. این هدف می تواند افزایش درآمد، بهبود روابط با دیگران و یا جمع کردن پول برای امور خیریه باشد. این تصمیم به روحیه او در ارتباط است.
جرالد به جای تلاش کم و توجه نه چندان زیاد، در کارهایش پرتلاش ظاهر می شود. او به نتیجه رسیده است که این راهکار برای او سود فراوان به همراه دارد کسب و کارش بسیار خوب است. جسم سالمی دارد، با نامزدش روابط بسیار خوبی دارد و همیشه تبسمی بر لبانش می بینید. او بدون تقلا به موفقیت می رسد.
از آنجا به اینجا، از اینجا به آنجا
اگر به کارهای جرالد برای رسیدن به موفقیت نگاه کنید به یک موضوع مهم برمی خورید او پیوسته در حال حرکت است و پیوسته زندگی اش را متعادل می سازد.او می داند که در شرایط ساکن بدن نمی تواند زندگی اش را متعادل سازد.
متعادل ساختن زندگی به حرکت پیوسته نیاز دارد تا به آنچه در زندگی اهمیت دارد وزنه برابری بدهید. برای مثال این درست نیست که تمام اوقات خود را صرف کسب درآمد بکنید و یک دوست نداشته باشید که با او اسکی بروید.
درست نیست که تمام وقت خود را صرف کارتان بکنید و فرصتی برای تخلیه هیجانات خود در نظر نگیرید. درست نیست که تمام وقت خود را صرف تدارک سفر و مرخصی بکنید و به سایر فعالیت های خود نرسید.
باید بتوانید از تمامی مواهب زندگی برخوردار شوید باید موسیقی خوب را بشنوید. اگر شما رهبر ارکستری نیستید که به زندگی خود نظم و ترتیب و هماهنگی می بخشد، او که قرار است این کار را بکند چه کسی است.
متعادل کردن نهایت ها و فعالیت های زندگی یعنی رسیدن به موفقیت در تمام شئونات زندگی. هدف این نیست که تنها در یک زمینه موفق شوید. ایجاد تعادل مهارتی است که می توانید آن را رشد دهید. اگر می خواهید از زندگی خود بیشترین بهره برداری را بکنید این مهارتی است که به آن نیاز دازید.

هفت شهر موفقیت برای آذری زبان ها

هفت شهر موفقیت برای ترک زبان ها(قسمت دوم)

هفت شهر موفقیت برای ترک زبان ها(قسمت دوم)

بخش دوم مقاله هفت شهر موفقیت را تقدیم شما هموطنان ترک زبانی می کنم که پیگیر هستید و بخش اول این مقاله را مطالعه کرده اید.

پانزده سال پیش وقتی ورزش پرورش پرورش اندام می کردم تحت تاثیر این عقیده بودم که هرچه تلاش و تقلای بیشتر بکنم موفق تر می شوم.

هرشب ساعت 11، پس از پایان کار تمام وقتم و کلاس های درس دانشگاه ، به سالن ورزش می رفتم تا با وزنه برداری عضلات بدنم را پرورش بدهم.

بلند کردن وزنه های گوناگون با اوزان مختلف و نرمشهای سخت و طاقت فرسا کار هر روزه من بود.

مربی من فریاد زنان در حالیکه هیجان در صدایش مشهود بود فریادزنان می گفت “تا تلاش نکنی و درد نکشی به جایی نمی رسی ، پس تلاش زیاد بکن”

تحت تاثیر این ذهنیت به این نتیجه رسیده بودم که هرچه بیشتر تلاش کنم زودتر و بهتر به نتیجه میرسم و موفق می شوم. من هم مثل 97 درصد مردم دنیا فکر می کردم با تلاش زیاد آدم بهتری  می شوم و کار زیاد شرافت  و احترام به دنبال دارد.

طرز فکر موفقیت فقط با تلاش زیاد به دست می آید چنان در ذهن و روح من ریشه دوانیده بود که موفقیت برایم یک فرایند دردناک به نظرم می رسید. یعنی افراد فوق موفق چقدر سختی کشیده بودند. یعنی موفقیت با درد برای من عجین شده بود.

اما با بررسی بیشتر و باز کردن افق دیدم به نتیجه دیگری رسیدم می توان با حداقل تلاش به موفقیت رسید.

این البته بدین معنا نیست که من به چالشها و مبارزه طلبی ها اعتقاد ندارم اما قبول ندارم که تلاش و موفقیت خود به خود به موفقیت منتهی می شود.

پس برای جامه عمل پوشاندن این طرز فکر اقدامی عملی انجام دادم که آن را با شما درمیان می گذارم. و اتظار دارم این اقدامات را مو به مو انجام بدهید.

اقدام شماره یک:

به هفته گذشته خود فکر کنید و بنویسید که برای رسیدن به هدفتان از چه راه دشواری استفاده کردید.

اکنون بنویسید و توضیح دهید که چگونه می توانستید این کار را ساده تر و موثرتر انجام دهید.

هر روز هفته در روز بخصوصی این کار را انجام بدهید هر هفته که این کار را انجام می دهید توانایی شما در اجتناب از وسواس تلاش زیاد بیشتر می شود. و به دنبال راه های ساده تری برای رسیدن به هدفتان وجود دارد.

درباره اثربخش بودن هفته تان برای آن امتیازی از 1 تا 10 در نظر بگیرید.

رسیدن به اوج موفقیت

حرف X بسیار بزرگی در نظر بگیرید پای چپ X نشانه استراتژی و پای راست آن نشانه فرصت مطلوب است. نقطه ای که این دو پا یکدیگر را قطع می کنند که اوج موفقیت اتفاق می افتد و این البته در صورتی است که شما دست به کار شوید.

اگر استراتژی لازم را نداشته باشید هرگز به محل تقاطع نمی رسد. وقتی به این نقطه تقاطع رسیدید می توانید از فرصت مطلوبی که وجود دارد استفاده کنید…

ادامه در مقاله” هفت شهر موفقیت برای ترک زبان ها” (بخش سوم)

 

 

 

 

 

هفت شهر موفقیت برای آذری زبان ها

هفت شهر موفقیت برای ترک زبان ها

هفت شهر موفقیت برای ترک زبان ها

وینس لومباردی مربی سرشناس فوتبال زمانی گفته بود “اگر کاری را اشتباه انجام دهید تلاش و تقلای بیشتر، شما را به موفقیت و کامیابی نمی رساند.”
در این بیان پیامی برای ما وجود دارد. وینس لومباردی در واقع به ما می گوید می توانید آنقدر تمرین کنید که از پای در بیایید و صورتتان کبود شود. می توانید روزها، ماه ها و سالهای پشت سرهم عرق بریزید اما اگر کاری به درستی انجام ندهید تفاوت چندانی حاصل نخواهد شد. در اصل کار اشتباه را با شدت و توجه بیشتر انجام می دهید. بر شدت و دامنه مشکل می افزایید و نقاط ضعف خود را تقویت می کنید.
طی سالها تجربه اندوزی به این نتیجه رسیده ام که موضوع بیش از اینهاست. نتیجه گرفته ام که اگر حتما کاری را درست انجام دهید بیشتر انجام دادن آن لزوما ضامن موفقیت بیشتر نیست.
تمرین بیشتر، تلاش بیشتر و ساعات بیشتر همیشه جواب مسئله نیستند. مسلما تلاش موثر است همانطور که استعداد موثر است اما این تاثیرگذاری حد و اندازه ای دارد.

همشهری های آذری زبان من همونطور که برای آموزش زبان ترکی(آذری) تمرین لازم است اما از تمرین مهمتر دانستن قواعد این زبان است برای رسیدن به موفقیت و کامیابی نیز قواعدی وجود دارد که صرفا با تلاش به جایی نخواهید رسید.
ما باید به جهت درست توجه کنیم باید بدانیم کی تلاش کنیم و چه مانعی را از سر راه خود برداریم ، چگونه از دست از تقلای بی مورد برداریم و راه را برای رسیدن به موفقیت بیشتر هموار کنیم تا در مسیر درست به حرکت در آییم و به موفقیت برسیم.
همه ما به یک هوش و ذکاوت درونی مجهزیم در عمق وجودمان درایتی نهفته است این درایت توان آن را دارد که زندگی ما را هدایت کند به سوالاتمان پاسخ بدهد و راهنمایمان بشود.
وقتی اعتماد کردن به این درایت را می آموزیم زندگی ما غنی تر ، سرشارتر و موفق تر می شود و در نهایت به موفقیت بیشتری دسترسی پیدا می کنیم.
اما برای رسیدن به این درایت استفاده از زور بی فایده است. از تلاش و تقلا کاری ساخته نیست. درست برعکس تنها در آرامش است که می توانیم با این فراست و هوش ارتباط برقرار کنیم.
وقتی آرام می گیریم و گوش می دهیم می توانیم به جایی برسیم تقریبا مانند این است که از سر راه خود کنار می رویم تا نبوغ درونیمان فرصت بیدار شدن پیدا بکند و وقتی بیدار بشود اتفاق جادویی زندگیمان به وقوع می پیوندد.
زندگی مان قوام پیدا می کند شک و تردید جای خود را به نبوغ و اعتماد و اطمینان و دانسته های درونی می دهد.

گنج درونی

ما قصد داریم در طی چندین مقاله متوالی در سایت آذرنش به شما بیاموزیم که برای رسیدن و کامیابی نیازی نیست که تقلای بسیار بکنید. بلکه با آرامش و صبر و انجام آنچه در ادامه به شما خواهیم آموخت می توانید موفقیت را در آغوش بگیرید.
ما باید به گنج درونی خود دسترسی پیدا کنیم تا بتوانیم زندگی خود را به ساحل آرامش و خوشبختی برسانیم.
پس همراهان عزیز ترک زبان و آذری های غیرتمند محترم در ادامه با من همراه باشید.

چرا باید کتابهای حوزه موفقیت تبدیل به فایلهای صوتی به زبان ترکی آذری شود؟

 چرا باید کتابهای حوزه موفقیت تبدیل به فایلهای صوتی به زبان ترکی آذری شود؟

ایران کشوری است که طبیعت رنگارنگ آن به عنوان یک ویژگی خاص در تمام دنیا شناخته می شود.

  • ایرانین زنگارنگ طبیعتی خاص ویژگی دی کی بو ویژگینن دنیاده تانیینیر.

وقتی شما در غرب کشور سرمایی جانسوز را شاهدید و برف حتی تا ارتفاع یک متر همه جا را پوشانیده است درست در همان حال مردمانیکه در جنوب کشور زندگی می کنند از  شدت گرما به سایه ها پناه می برند.

  • او زمان دا که ایرانیین غربینده سووخ میلتی نفس دن سالیر و قار بیر متیره کیمین گلیر یوخاری ایرانین جنوبوندا میلت ایستیدن بیلمیللر نه الیلر.

همین تنوع آب و هوایی و اقلیمی به دنبال خود تنوع فرهنگی و قومیتی به همراه می آورد که ایران را تبدیل به سرزمینی با تعدد فرهنگی می کند و همین تنوع فرهنگ ها باعث می شود که هر قومیت برای خود صاحب یک زبان و لهجه منحصر به فرد شود.

  • بو کی هاوا بو قدر فرقی لیدی اوزی باعث اولور کی فرهنگ لر با هم فرق الیه و ایران بیر یورد اولا کی چوخ فرهنگ اوندا یاشییر و بی فرهنگ لر اوز درینه لهجه و دیل یارادیللار

یکی از بزرگترین یا بهتر بگوییم بزرگترین فرهنگ بومی غیر فارسی در ایران ما ، فرهنگ آذری یا ترکی است که حداقل چهار استان بزرگ آذربایجان غربی و شرقی استان اردبیل و زنجان کاملا فرهنگی آذری دارند و به زبان ترکی تکلم می کنند.

  • بوییک فرهنگلر که ایراندا یاششیر تورکی یا آذری فرهنگ دی که حداقل 4 استانلاریمیز آذربایجان غربی و شرقی ، زنجان و اردبیل تورکی دیلینن دانیشیللار.

مردمیکه با زبان ترکی به دنیا آمده اند و با زبان ترکی تربیت و پرورش یافته اند طبیعتا دوست دارند که یادگیری و مطالعه آنها نیز از طریق این زبان باشد.

  • اولار که تورکی اولوفلار و تورکی یاششییپلار چوخ ایستیللر که تورکی دیلینن ده مطالعه الیلر.
موفقیت به زبان ترکی

موفقیت را به زبان ترکی تجربه کنید

یکی از بزرگترین معضلاتی که جامعه امروز را فرا گرفته است بحث آماده و مهیا نبودن مردم در مقابل مشکلات و ناملایمات زندگی است. اغلب به دلیل نا آگاهی و فقدان دانش لازم در مواجهه با این مشکلات تبدیل به موجودی روزمره و حتی افسرده می شوند که افسار زندگی خود را به دست تقدیر می سپارند.

  • بو دوره ده بوویک مشکل کی بیزیم مردمی زی درگیر الییپ بودی که چوخ آداملار زندگینین مشکلاتینا آماده دییللر چون باشار میللار کی نجور بو مشکلاتی حل الییلر یاواش یاواش تبدیل اوللیلار بیر افسرده آداملار که زندگی لرین افسارین وریللر تقدیر الینه

با درک این نکته مهم است که اساتید حوزه موفقیت و کامیابی با ارائه راهکارهای علمی و عملی در تلاش هستند که مردم را به فنون موفقیت مجهز کنند.

  • بو موهم موضوع باعث اولوپ کی موفقیت و باشاریخ استاد لاری بو مشکله راهکار وره لر

اساتیدی مثل برایان تریسی آنتونی رابینز و دارن هاردی اساتیدی هستند که شهرت آنها در ایران بسیار فراگیر است و آثار آنها به چاپهای چند ده بار هم حتی رسیده است.

  • برایان تریسی ، آنتونی رابینز یا دارن هاردی بو استادلاردانیلار کی ایران دا چوخ مشهور اولوپلار و بولارین کتابلاری چوخ چوخ چاپ اولوپ.

در این کتابها با روشهای کاملا کاربردی و متناسب با فرهنگ ما اصول موفقیت و رسیدن به اهداف شرح داده شده است.

  • بو کتابلاردا چوخ عملی و علمی مخاطبلر اورگشیللر که نجور هدف لرینه یتیشلر

اما در این میان چیزی که خلا آن احساس می شود این است که زبان همه این کتابها چه مکتوب و چه صوتی به زبان فارسی است.

  • آما حیف که بو کتابلارین چوخی فارسی دیلینن دیر هم سسدی کتابلار هم چاپی کتابلار

همین باعث می شود که انبوهی از مخاطبان که در استانهای آذری نشین سکونت دارند و نیاز مبرمی به این آموزش دارند نتوانند آنطور که باید و شاید از این کتابها بهره مند شوند.

  • بو دلیل باعث اواوپ کی چوخ همشهری لریمیز کی تورکی دیلینن دانیشیللار و بو آموزشلر اولارا چوخ لاریمدی الیه بیلمیلر کی اوجور کی لازم دی استفاده الیلر.

پس این جانب مهین احمدیان تصمیم گرفتم با توجه به اینکه یک آذری هستم و تحصیلاتم در مورد روانشناسی می باشد و سالهاست در مورد راههای رسیدن به موفقیت و کامیابی تحقیق می کنم و از آثار اساتید موفقیت استفاده می کنم تجربیاتم را به زبان ترکی با شما همشهریان در میان بگذارم.

  • پس من مهین احمدیان کی  اوزوم بیر تورکم و روانشناسی رشته سینده درس اوخومیشام  و چوخداندی کی موفقیته یتیشمیخ یوللارینا مطالعه الیرم و موفقیت استادلارینین کتابلاریننان استفاده الیرم تصمیم توتیم که تجربه لریمی اوز دیلیمیزینن یاعنی تورکی دیلی سوزینن آریا گویام.

 

آذرنش را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Email: azarnesh@gmail.com

این سایت محل ارائه ویدئوهای موفقیت و کامیابی به زبان ترکی است. رد کردن

این فایل تا 5 دقیقه دیگر به ایمیل شما ارسال می شود.
لطفا ایمیل خود را وارد کنید.
بو فایل 5 دیقادان سورا سیزه یولاناجاخ
برای دانلود فایل صوتی این مقاله به زبان ترکی لطفا ایمیل خود را وارد کنید.
به زبان ترکی : دانلود رایگان کتاب صوتی قورباغه را قورت بده اثر برایان تریسی
لطفا ایمیل خود را وارد کنید